حسن حسن زاده آملى
163
هزار و يك كلمه (فارسى)
اين سخن نيست در خور هر فهم * واعظ آن را مگو به ملّا ، تو خواجه طوسى در شرح فصل 18 نمط 8 إشارات عشق را چنين تعريف كرده است : و الحبّ إذا افرط سمى عشقا يعنى محبت كه به غايت رسد عشق است . و اگر خواهى آن را الفت بنامى هم رواست و در آيات الفت قرآن تدبر شود ( آل عمران 104 ، انفال 64 و غيرهما ) . پيچك را به تازى عشقه گويند . همچنين در فرهنگ فرانسه لىئر ( Lier ) بمعنى بستن و پيوستن است و پيچك را چون سخت به درخت مىپيوندد لىئر ( Lierre ) گويند كه در اصطلاح صرف عربى كثرة المبانى تدلّ على كثرة المعانى . و به همين مناسبت عاشق را لىئر خوانند . ديدى كه چگونه پيچك سخت درخت را دربرمىگيرد در باب عبادت اصول كافى ( ص 68 ج 2 معرب ) از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه آن حضرت فرمود : قال رسول الله ( ص ) : افضل الناس من عشق العبادة فعانقها و أحبّها بقلبه و باشرها بجسده و تفرّغ لها فهو لا يبالى على ما اصبح من الدنيا على عسرأم على يسر . نصر بن مزاحم منقرى كوفى در كتاب صفين گويد كه امير المؤمنين ( ع ) در مسير صفين چون به نينوى رسيد توقف كرد و بدانجا اشارت نمود و فرمود : هنا مناخ ركاب و مصارع عشاق لا يسبقهم من قبلهم و لا يلحق بهم من بعدهم . و همين عبارت از امام باقر ( ع ) نيز روايت شده است . حكيم نظامى ( قده ) چه خوش فرموده است : عشقى كه نه عشق جاودانى است * بازيچهء شهوت جوانى است عشق آينهء بلند نور است * شهوت ز حساب عشق دور است در خاطر هركه عشق ورزد * عالم همه پشهاى نيرزد چون عاشق را كسى بكاود * معشوق از او برون تراود چون عشق بصدق ره نمايد * يك خوبى دوست ده نمايد مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ( انعام 161 ) سخن دربارهء عشق كوتاه بايد كرد كه اين